طایفه های روستا

این روستا از پنج طایفه تشکیل شده است که به تفکیک ، هر یک از این طایفه ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت :

١- سلطانی لر ٢- اسکندریلر ٣- بی لر ۴- ماشلی ۵- دورد اِو لی (چهار خانه)

١- سلطانی لر :

بنام اظهارات این طایفه , جدشان بنام "ویصل خان " که در روستای گلندرق (کولاندرق)از توابع دهستان گرده،بخش مرکزی شهرستان نمین زندگی میکرده است.ویصل خان , شخص قدرتمند و ثروتمند محال نمین بوده است.

البته بعضی از مردم منطقه او را با نام فیصل خان می شناسند . طبق شواهدی که در منطقه کولاندرق دیده می شود می توان اینطور بیان کرد که ویصل خان در ۵٠٠ سال پیش دارای تاج و تختی برای خود بوده و قلعه ای با برجکهایی اطراف آن در محل فعلی گلندرق سفلی با سنگهای قرمز رنگی بنا کرده بود که تا همین اواخر آثار آن مشهود بوده، ولی متأسفانه با ساخت و ساز غیر اصولی منازل مسکونی در آن محل به کلی از بین رفته است و بومیان آن روستا از سنگهای این قلعه در ساخت منازلشان استفاده کرده اند و این اثر تاریخی ، دوران پر قدرت ویصل خان را بازگو می کرده است.

"سلطان" یکی از نوادگان ویصل خان بوده و برحسب دلایلی پسرش بیگ مراد را به روستای نوودی(نوجه ده) کوچ داده است و ایشان تغییر مسلک داده و به مرور زمان به مذهب شیعه علاقه پیدا کرده و به این مذهب گرایش نموده است و زندگی جدیدی را در این روستا آغاز نموده که ایشان سرمنشاء طایفه سلطانی ها می باشند. البته قدمت تشکیل این طایفه به ٣۰۰ سال پیش می رسد و هم اکنون نهمین نسل طایفه مذکور در این روستا زندگی می کنند.

٢- اسکندریلر:

 گویا بیگ مراد بعد از تشکیل خانواده چندین پسر داشته که یکی از نوادگانش بنام "اسکندر" بوده است.اسکندر فرزند نصیر بود و او نفوذ زیادی در بین مردم نوودی داشت با گسترش نسل ها نام ایشان بروی این طایفه بر جای مانده است که از قراین معلوم سرمنشاء طایفه اسکندری لر از طایفه سلطانی ها (بیگ مراد) آغاز شده است. قدمت این طایفه حدوداً به ٢۰۰ سال پیش می رسد. مزار ایشان در قبرستان قدیمی روستای نوجه ده واقع شده است.

٣- بَی لَر (بیگلَر) : 

بعد از تشکیل یک روستا در منطقه ای که تحت سیطره و سلطه خان های نمین بوده است.خان که مالکیت قریه ای را بر عهده داشت, نماینده ای را به آن روستا می فرستاد که در مورد اراضی کشاورزی یا مسائلی که در روستا بوجود آمده , نظارتی نماید و ارتباط مابین خان و مردم روستا را این  نماینده برقرار می کرد.به این نماینده در زبان محلی بَیلر یا بیگلر گفته می شده است.

خان که مالکیت  قریه نوودی(نوجه ده) را برعهده داشت , نماینده خود را که اصلیتاً از ساکنان "دریامان گرمی" بوده را به این روستا بعنوان" بی" یا نماینده مأمور و عازم به روستا می کند.

۴- ماشلی :

قدمت این طایفه دقیقاً مشخص نیست ولی به نظر می رسد اولین طایفه و ساکنان این روستا می باشند.از شواهد امر مشخص است که این طایفه قبلاً در محله "ماشگان" که در نزدیکی  شهر باکو پایتخت آذرباییجان قرار دارد زندگی می کرده اند که بعدها به روستای خانقاه نمین کوچ کرده و از آنجا به روستای نوجه ده مهاجرت نموده اند و طایفه ماشلی را تشکیل داده اند.شاخه ای از این طایفه در روستای ساقصلو و همچنین روستای سولا (البته این طایفه در این روستا با نام دیگری شناخته می شود)گسترش یافته اند.

۵- دورد اِو لی (چهار خانه) :

 دورد اولی ، جوان ترین طایفه روستای نوودی شناخته می شود , حدوداً ١۵۰ سال پیش شخصی بنام "ددکشی" (پدر مرد) از روستای آرخازلو به این روستا مهاجرت نموده و بعد از مدتی تشکیل خانواده داده است و ثمره این ازدواج چهار فرزند پسر بود.ددکشی علاقه شدیدی به فرزندانش داشت و برای هر فرزند پسرش یک خانه مسکونی ساخت و به خاطر همان چهار فرزند پسر و ۴ خانه مسکونی , مردم به آنها "چهار خانه" یا "دورد اولی" گویند . بتدریج به جمعیت این طایفه اضافه شده و این طایفه وسعت یافتند.١

١- منبع: هفته نامه صبح سبلان- سال هفتم - شماره ٢۴۴ - مورخ :89/3/10 -علی حقی

با تشکر از آقایان : حسین مددی و احد نیک طبع

/ 7 نظر / 6 بازدید
همون اولی

سلام مطالب ارزنده ای نوشتی می خوام برای سرگرمی ورفع خستگید چندتا طنز برات بفرستم اگه خوشت نیامد پاکش کن می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیش را پاک کنه سومیش را تبدیل به خنده کند میدونی فرق حادثه و فاجعه چیه؟ وقتی مادر زن تو دریا غرق بشه این یه حادثه اس اما وقتی یکی اون رو نجات بده این یه فاجعه اس ازدواج تنها جبهه ایست که می توان شبها با دشمن در یک سنگر خوابید!

همون اولی

یه شعر زیبا وعرفانی یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه لیلا نشست گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟ خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن / من که مجنونم ، تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگ پنهان و پیدایت منم سال ها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی . . .

مهدی

سلام بر شما .... زبان و ادبیات تورکی آذربایجانی ....

نادر

[گل]

علی یوسفی نوجه ده

سلام علی جان ایمیلت به دستم رسید. به روی چشم،موردی که خواستی انجام میشه. درضمن از اینکه پیامت رو دیر گرفتم شرمنده واقعا سرم شلوغ بود و نتونستم ایمیلت رو دریافت کنم. موفق باشی

صمد نجفی

از تهیه و ارسال مطالب در سایت ممنون

...

سلام مطالب زيباي شما را خواندم جهت آشنايي با يكي از بزرگترين طوايف لر به وبلاگ زير سر بزنيد WWW.YAGHOOBVAND14.BLOGFA.COM